|
..:! ( ره یافتگان وصال ) !:.. اللـــــــــــهم ارزقنـــــــــــــا توفیـــــــــــــق الشـــــــــــــهاده فــــــــــی سبیـــــلک
| ||
|
[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 20:32 ] [ دلتنگ شهیدان ]
شخصی خدمت حضرت امام صادق (علیه السلام) رسید و عرض کرد: برای ماه رجب به من دعایی یاد بدهید که خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند: بگو در هر روز از رجب، در صبح و شام و در عقب نمازهای روز و شب: «یامن ارجوه لکل خیر....» [ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 23:17 ] [ دلتنگ شهیدان ]
اونا تو باتلاقها گیر کردند تا ما الان بتونیم خیلی راحت تو خیابونهای شهرمون قدم بزنیم….
[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:49 ] [ دلتنگ شهیدان ]
در سال های دفاع مقدس، بسیاری از جوانانِ ایرانی، ساک هایی خاک آلود و کوچک در اتاق های خود داشتند که در عرض کمتر از پنج دقیقه، پر می شد از چند تکه لباس زیر و جوراب و سجاده ای و کتاب دعایی، و روی دوش هایی جا می گرفت که سنگین ترین مسئولیتِ تاریخ را بر دوش داشتند. [ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ 22:55 ] [ دلتنگ شهیدان ]
امروز روز مادر است و اما تو منتظر نیستی تا پسرت این روز را به نگاه آبی و مهربانت تبریک بگوید و بیاختیار چادرت را سر میکنی و مسیر همیشگی خانه تا گلزار شهدا را گریه میکنی. مادر شهید! فضای سینه نم گرفتهات فریادها دارد و تو هق هق گریههای تنهاییات را فقط برای شهیدت کنار گذاشتی و کسی از آن با خبر نمیشود. وقتی که بر سر مزار شهیدت میرسی و زانوان خستهات را امان میدهی، وقتی قبری را که بالایش نوشتهاند سرباز رشید اسلام را در آغوش مهربانیهایت میگیری، این گریه است که دیگر تحمل ماندن در قفس سینه را نمییابد و زمزمههای لالایی روی لبانت گل میکند. [ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 21:15 ] [ دلتنگ شهیدان ]
اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر بخورم!
حتی بغض های نترکیده ام را... مـــادرم!
مادر ای والاترین رویای عشق مادر ای دلواپس فردای عشق
[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 23:19 ] [ دلتنگ شهیدان ]
[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392 ] [ 22:55 ] [ دلتنگ شهیدان ]
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ
[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 12:41 ] [ دلتنگ شهیدان ]
خوش اومدی مسافر من
مدتی بود خیلی دلم هوای جنوب و مناطق عملیاتی رو کرده بود علی الخصوص نزدیکهای عید یه جوری بودم دلم می خواست سال تحویل شلمچه باشم دلم می خواست اول سال را در کنار اروند آغاز کنم دلم می خواست بهار را در فکه درک کنم
یه روز مانده به عید رفتم مزار شهدا خیلی دلم گرفته بود یاد چهار شهید مفقودالاثر شهرمون افتادم شهید مسماع، شهید بادامچی، شهید میرزایی و شهید اردشیری اون روز ازشون خواستم دعوتنامه زیارتشون را برام امضا کنند و گذشت ...
دیروز وقتی فهمیدم قراره دو شهید گمنام مهمون شهرمون بشن یه حس عجیبی پیدا کردم دعام مستجاب شده بود لحظه موعود فرا رسید نه تنها من تو حال خودم نبودم بلکه شهر هم حال و هوای دیگری داشت خدای تبارک و تعالی این توفیق رو نصیبم کرد از سنگینی گناه که نفسم را بریده بود، زیر تابوت شهید پناه ببرم وای که با دل آدم چه میکنند این شهدا دیشب دوباره زنده شدم شهدا واقعا نعمتند
تو مسجد هم چند ساعتی در جوار شهدا بودیم جاتون خالی چند سطر درد دل روی تابوتشان نوشتم به امید آنکه در قیامت در محضر خداوند سبحان شفیعمان باشند
برای اینکه این حس قشنگ رو چند صباحی حفظ کنم از گلهای تابوتشان برای یادگاری برداشتم
به قول معروف دیشب حال کردیم با شهدا
اللــهم ارزقنــا توفیـــق الشـهاده فــی سبیـلک
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 14:37 ] [ دلتنگ شهیدان ]
آیت الله بهجت:
[ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ] [ 21:59 ] [ دلتنگ شهیدان ]
وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند،
[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 20:2 ] [ دلتنگ شهیدان ]
[ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 13:23 ] [ دلتنگ شهیدان ]
چند ماه قبل از شهادتش در خانه نشسته بودیم. سید علی یک ذغال گداخته را از روی قلیان برداشت و کف دستش گرفت. من شگفت زده پرسیدم سید دستت نمی سوزد؟ سید لبخندی زد و گفت: "این که هیچ، بدن من به آتش جهنم هم حرام است" بعد سید علی گفت: بزودی پهلوی می رود و انقلاب پیروز خواهد شد. دو سال بعد از پیروزی شخصی رئیس جمهور خواهد شد که نامش «سید علی» است. از آنروز به بعد منتظر ظهور حضرت ولی عصر عج باشید. بعد گفت: دینداری در آن دوران مثل نگه داشتن این ذغال گداخته در دست است. همسر شهید گفت من پرسیدم: سیدعلی! منظورتان این است که خودتان رئیس جمهور می شوید؟ سید پاسخ داد: خیر، من آن روز نیستم. بعد ذغال را آرام برگرداند و روی قلیان گذاشت… [ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 19:36 ] [ دلتنگ شهیدان ]
نمی مـانـدم اگـر روز تـــــــولد پـدر در گوشم از عشقت نمی گفت
أشهد أن علی ولی الله
نهم فروردین سالروز میلاد فرخنده خودم مبارکباد
(لینکی به سال گذشته)
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم آن که آورد مرا باز برد در وطنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
برچسبها: تولدم مبارک [ جمعه نهم فروردین 1392 ] [ 0:1 ] [ دلتنگ شهیدان ]
عقل می گوید: بمان؛ عشق می گوید: برو ؛ و خداوند این دو را آفریده است تا وجود انسان در حیرتِ میانِ عشق و عقل، معنا شود.
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند،
راحلان طریق عشق میدانند که ماندن نیز در رفتن است!!! (شهید مرتضی آوینی) برچسبها: شهید مرتضی آوینی [ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 22:31 ] [ دلتنگ شهیدان ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||